کمالگرایی – وقتی هیچچیز «کافی» نیست
در ظاهر، همه چیز منظم و کامل است.
اما پشت این نظمِ ظاهری، ذهنی خسته و بیقرار زندگی میکند؛
ذهنی که هرگز راضی نمیشود،
ذهنی که پارتنرهاش پر از ایراد هستند و یا کارمندانش هیچوقت خوب کار نمیکنند
و همیشه چیزی برای بهتر شدن، اصلاح کردن یا تلاش بیشتر میبیند.
در درون، صدایی سختگیر زمزمه میکند:
«میتوانستی بهتر باشی…»
«اگر اشتباه کنی، دوستت ندارند…»
و ما در پاسخ به این صدا، مدام کار میکنیم، میجنگیم، و میسازیم
تا شاید روزی احساس آرامش کنیم — روزی که هیچگاه نمیرسد.
طرحوارهی کمالگرایی ریشه در کودکی دارد،
آنجا که عشق، تشویق یا پذیرش تنها در برابر “خوب بودن” به ما داده شد.
از همانجا آموختیم ارزش، در بینقص بودن است.
اما انسان برای کامل بودن آفریده نشده؛
برای زنده بودن آفریده شده است.
در این دوره، میآموزیم صدای درون را آرام کنیم،
به خود اجازه اشتباه، استراحت و لذت بدهیم،
و ارزش خود را نه در عملکرد، بلکه در بودن بازشناسیم.
رهایی از کمالگرایی یعنی آشتی با انسان بودن —
یعنی در آغوش گرفتن خود، حتی وقتی ناقصیم.

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.