وقتی احساس میکنیم «کافی نیستیم»
در لایههای پنهان روان، صدایی آرام و بیرحم زندگی میکند…
صدایی که میگوید:
«به اندازهی کافی خوب نیستی.»
«اگر مردم واقعاً تو را بشناسند، ترکت میکنند.»
این صدا، ریشه در سالهایی دارد که تحقیر شدیم، مقایسه شدیم، یا عشق بیقید و شرط را تجربه نکردیم.
از همانجا باور کردیم که عیب و نقصی در ما هست؛
باوری که به آرامی به شرم تبدیل شد.
در بزرگسالی، این احساس، خود را در سکوت، کمالگرایی، پنهانکاری یا رابطههای پر از ترس نشان میدهد.
از انتقاد میترسیم، از دیده شدن میترسیم، و گاهی حتی از عشق.
چون در عمق وجودمان باور داریم اگر کسی ما را واقعاً ببیند، دیگر نخواهد ماند.
طرحوارهی نقص و شرم ما را از درون میبلعد،
اما در حقیقت، هیچکس ناقص به دنیا نیامده است.
تنها زخمی داریم که هنوز صدای عشق را نشنیده.
در این دوره، یاد میگیریم چطور آن صدای منتقد درونی را خاموش کنیم،
چگونه با بخشهای آسیبدیدهی خود مهربان شویم،
و چطور از شرم، به پذیرش و عزتنفس برسیم.
بازگشت از نقص به خویشتن یعنی:
پذیرفتن این حقیقت که ما از همان ابتدا، «کامل» بودهایم.

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.